خنيده به فتح اول بر وزن رسيده مشهور و معروف و شهرت يافته و پسنديده را گويند و دانا در كار سرود يعنى مصنف و موسيقىدان و سرودگوى خوب و ستوده باشد و صدا و آوازى را نيز گويند كه در ميان دو كوه و گنبد و خم و امثال آن پيچد و به ضم اول به معنى پسنديده باشد و به كسر اول به معنى مكيده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص353) 
- [بوزن شنيده] يعنى پسنديده. مثالش شمس فخرى گويد: بيت مرتاض شد سپهر و جهان هم مطيع شد اين هم ز عون رأفت شاه خنيده بود و شيخ نظامى نيز گويد: (بيت) بگيتى ازين خوبتر داستان خنيده نيامد بر راستان و در مؤيد الفضلا خفيده [بفاء] نيز باين معنى آمده و ديگر بمعنى مشهور و معروف باشد. مثالش حكيم فردوسى فرمايد: بيت يكى شادمانى بد اندر جهان خنيده ميان كهان و مهان و ديگر بمعنى آوازى بود كه از ميان دو كوه برآيد يا از طاس و امثال آن برآيد و در ادات الفضلا بمعنى دانا در كار سرود و خوب گوى و بمعنى بسرود ستوده نيز آمده . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص478) 
بر وزن دويده ماضى خنيدن است و بمعنى صدا و آواز كه در كوه و صحرا و كنبد پيچد و آوازى كه از طاس و امثال آن برايد شيخ نظامى كفته بكيتى ازين خوبتر داستان خنيده نيامد بر راستان و بمعنى پسنديده و ستوده و كزيده حكيم فردوسى كفته يكى شادمانى بد اندر جهان خنيده ميان كهان و مهان اسدى كفته خنيده بكلك و ستوده به تير بدان كنج بخش بدين شيركير و بمعنى مشهور نظامى كفته اين پرده دريده شد بهر سو وين راز خنيده شد بهر كو و با اول مكسور بمعنى مكيده و مكيدن شرف شفروه كفته كه از باغ تو لاله مىچنيدم كه از لعل تو شكر مىخنيدم 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص352) 
دو معنى دارد:اول بانگى باشد كه در ميان دو كوه افتد يا آوازى كه از طاس برون آيد دوم معروف و مشهور و پسنديده بود. فردوسى گفت: بيت يكى شادمانى بدو در جهان خنيده ميان كهان و مهان 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص275) 
[صفت] [فارسی] مشهور و معروف و شهرت يافته. و پسنديده و مطبوع. و صدا و آواز. و صداى انعكاس و برگشت. و داناى در كار سرود. و مطرب نيك و خوب و مصنف در موسيقى و داناى در آن. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[صفت] [فارسی] مكيده. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
[صفت] [فارسی] پسنديده. و نامور و نامدار و معروف و مشهور در نزد همه كس. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1413) 
(صفت مفعولی) مشهور. معروف. شهرتيافته. پخششده. منتشرشده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1166) 
بسرود ستوده.نظامى گويد: در دفتر عاشقان خنيده#زخم دف مطربان چشيده 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص189) 